هنرهای تجسمی معماري هنرهای سنتی هنرهای نمايشی موسيقی مباحث نظری
 سه شنبه، بيستم بهمن 1388 
  جستجو : []  
  فلسفه هنر
  پژوهش هنر
  تاريخ هنر
  معرفی


  مرکز رویداد معماری ایران

معرفی کتاب
مجموعه مقالات نگارگري مكتب اصفهان
مجموعه مقالات نگارگري مكتب اصفهان

سالواتوره جوليانو

مردم شناسي ديني هنر و پرسش هاي هنرمندان

سينماي اشراقي

تصاوير ديوار نوشته هاي انقلاب


اخبار موسسه صبا
دومين جشنواره بين المللي هنرهاي تجسمي فجر



چهارشنبه 26 ارديبهشت 1386
مطابق شيوﺓ مختار بيشتر پژوهشگران تاريخ و فرهنگ در روزگار ما، وجود مشابهت ميان دستگاههاي فکري و فرهنگي و ديني از تأثير و تأثر آنها حکايت مي‌کند. به نظر آنان، وجود اين مشابهتها گواه مسلم پيوند تاريخي و مادي ميان آنهاست و کار پژوهشگر، پس از نشان دادن اين هماننديها، تبيين چگونگي اين تأثير و تأثر است. در اين ديدگاه، امکان دست‌يابي به حقيقت واحد بيروني، خصوصاً آن‌گاه که اين حقيقت به وراي عالم مادي و ملموس تعلق داشته باشد، ناديده گرفته يا انکار مي‌شود. به نظر آنان، بيشتر مظاهر فرهنگي و مضامين اعتقادي در هر فرهنگ تحت تأثير فرهنگي ديگر است; و پژوهشگر بايد سلسلة اين تأثرات را تا قديم‌ترين خاستگاه شناخته پي بگيرد. اما از منظري ديگر، اين گونه مشابهتها در ميان فرهنگها و اديان ضرورتاً صورتي «متوالي» ندارد; بلکه حاصل از ارتباط آنها با حقيقت واحد بيروني است; اعم از اينکه اين حقيقت امري طبيعي باشد يا ماوراي طبيعي و ارتباط با حقيقت از طرق عادي باشد يا غيرعادي و وحياني. از ديدگاه اخير، شباهت مضامين در اديان، هم ممکن است ناشي از تأثير و تأثر آنها باشد و هم ناشي از حکايت آنها از حقيقتي بيروني ــ حقيقتي که به واسطة وحي و الهام و شهود بدان دست يافته‌اند. با اين ديدگاه، وجود مشابهت در ميان فرهنگهاي اقصا نقاط جهان نيز، که ارتباط داشتن آنها از منظر مادي نامحتمل است، تبيين مي‌شود. بعلاوه، اين ديدگاه از موضع درون‌ديني نيز با موضوع ارسال رُسل براي همة اقوام جهان هماهنگ است. مؤلف مقاله با چنين ديدگاهي به بررسي مضموني مشابه در اسلام و دين هندو مي‌پردازد. نخست، در مقدمه‌اي، از اهميت مطالعة تطبيقي اسطوره‌ها براي شناخت درست آنها سخن مي‌گويد. آن‌گاه به وجود مضمون مشترک «بانگ آسماني»، با دو وجه معنايي نقمت و نعمت، بيم و اميد، مرگ و حيات، در برخي از اديان بَدْوي مي‌پردازد و آن را تا دين هندو دنبال مي‌کند. به نظر او، در دين هندو اين مضمون بيش از همه در «شيوا» تجلي يافته است، که با بانگ طبل خود مي‌ميراند و زنده مي‌کند. بررسي آنچه جهان‌شناسي هندويي براي شيوا و ساير ايزدان قايل است، يادآور اعمال ملائک در جهان‌شناسي اسلامي است; با اين تفاوت که در جهان‌شناسي اسلامي ملائک کارگزاران خدايند، از خود هيچ نيستند و هيچ ندارند و جز جلوه‌اي از جلوه‌هاي خداي واحد مطلق نيستند. بعيد نيست که در دين هندو نيز، در اصل، ايزدان فرشته بوده و، با دگرگوني اين معاني در طول تاريخ در نزد هندوان، فرشتگان مقام خدايي يافته باشند. مؤلف، پس از بررسي مشابهت دو مضمون «طبل شيوا» و «صور اسرافيل» اين شباهتهاي معنايي را ناشي از آن مي‌داند که همه «از يکي دلبر حکايت مي‌کنند.»


 


ادامه مطالب


صفحه ها 1 /



نطرات خوانندگان:

ارسال نظرات