در حاشیه برپایی نمایشگاه دوسالانه گرافیک ایران مؤسسه فرهنگی هنری صبا اقدام به برگزاری نشست هایی در مورد گرافیک ایران کرد که روز یازدهم اردیبهشت ماه هشتاد و شش اختصاص داشت به سخنرانی فرزاد ادیبی، با موضوع آسیب شناسی گرافیک ایران، که مشروح آن در این مقاله آورده شده است.
به نام خدا بحث رو شروع می کنم با عنوان « آسیب شناسی گرافیک ایران » یا « گرافیک امروز ایران » برای اینکه یک چنین جریانی را بتوانیم کنترل کنیم و اتفاقاتی که در موردش می افتد بفهمیم هر از گاهی باید در موردش صحبت کنیمة، مقاله بنویسم، بحث کنیم تا بتوانیم درباره ی مباحث نظری آن شناخت بیشتری پیدا کنیم.
در بحث آسیب شناسی گرافیک ایران، برای اینکه راحت تر به نتیجه برسیم آن را در سه بخش تقسیم بندی می کنم. 1 - بخش پرورش استعدادهای گرافیک یا استعدادهای گرافیکی 2 - بخش تولید آثار گرافیکی 3- بخش عرضه ی تولیدات گرافیکی در بخش آموزش یا پرورش استعدادهای گرافیکی این بخش رو هم می توان به دو قسمت آموزش های مدرسه ای و آموزش های فرا مدرسه ای تقسیم کرد. در آموزش های مدرسه ای آنچه که در یک مدرسه ی گرافیک، دانشگاه یا مرکز آموزش می دهند باید این را بررسی کرد که در این بخش چه اتفاقاتی می افتد . چه نقاط ضعفی هست؟ چه نقاط قوتی هست؟ و بعد بتوانیم نتیجه گیری کنیم، البته در حد مطرح کردن مشکل و پیدا کردن مشکل آنها، حل مشکلات به عهده ی کسانی است که در این زمینه تخصص دارند. در آموزش های مدرسه ای عمده ترین مسئله ای که دامن گیر بحث گرافیک ماست، عدم توازن بین عرضه و تقاضای رشته ی گرافیک و دانشجویان رشته ی گرافیک بصورت تخصصی است. ما دانشگاه و مراکز آموزش و مدرسه ی آموزش و مؤسسه ی آموزش به تعداد زیادی داریم اما بازدهی آنها در چه حد است؟ این همه ما فارغ التحصیل رشته ی گرافیک داریم ولی آیا توازنی بین عرضه و تقاضای فارغ التحصیلان و جذب اینها در بازار کار وجود دارد یا نه؟ باید کسی جوابگوی این مسئله باشد. مسئله ی دیگری که بسیار باید به آن توجه کرد ریشه های فرهنگی وتصویری خودمان است. بسیاری از کسانی که فارغ التحصیل می شوند، در مورد اتفاقاتی که جاهای دیگر دنیا می افتد خبر دارند ولی نسبت به فرهنگ تصویری خودمان بی توجهند نه فرهنگ تصویری اصلاً به فرهنگ عمومی خودمان بی توجهند و به گذشته ی فرهنگی مان حتی نیم نگاهی هم ندارند این یکی از ضعف های بخش آموزش گرافیک ماست، البته می توانم با اطمینان بگویم که همان اطلاعات خارجی شان نیز جسته و گریخته و بی بنیاد است اطلاعات اینترنتی ست. به همین دلیل معتقدم که نبایداز ریشه های فرهنگی و تصویری خودمان غافل باشند. همانطور که آقای شیوا در این مورد نیز صحبت کردند و گفتند منابع تصویری ما از منابع نفتی ما خیلی بیشتر است صحبت زیبایی بود و واقعا درست می گفتند در نزد اقوام مختلف این مرز و بوم تصاویر زیادی هست منظورم نقش مایه ها و نقش هایی است که در فرهنگ بومی ما نهفته است اگر اینها استخراج و به روز شوند و متناسب با نیاز امروزیمان بکار گرفته شوند، می توانیم ادعا کنیم که ما گرافیک سالم، تأثیرگذار و اصلاً متشخصی داریم، فقط باید به آن توجه شود.