هنرهای تجسمی معماري هنرهای سنتی هنرهای نمايشی موسيقی مباحث نظری
 چهارشنبه، هفدهم شهريور 1389 
  جستجو : []  
  فلسفه هنر
  پژوهش هنر
  تاريخ هنر
  معرفی

  مرکز رویداد معماری ایران

معرفی کتاب
مجموعه مقالات نگارگري مكتب اصفهان
مجموعه مقالات نگارگري مكتب اصفهان

سالواتوره جوليانو

مردم شناسي ديني هنر و پرسش هاي هنرمندان

سينماي اشراقي

تصاوير ديوار نوشته هاي انقلاب


جدیدترین مقالات
صداي اصيل طراحي،نويسنده : كالين مالوي ،مترجم : ثنا ولد خاني

عصر انتزاع {گفت وگوي جان گاردن كاستر وبا فران استلا}،ترجمه:فرشاد رحيمي زند

سهراب سپهري در نگاه داريوش اسدي كيارس

روزمرگي هاي خانواده يك هنرمند ،زيبا مغربي

آرزويي براي تغيير جهان،به بهانه تعلق جايزهTED به جيمز نچوي،زيبا مغربي

اورلي ويتو ،شهاب تندر

پيتر بليزارد،ستايش زمين از طريق مجسمه،نويسنده:كن اسكارلت،ترجمه:سهيلا جامي

رسانه نو؛ از بورخس تا۱HTML نويسنده:لف مانويچ،ترجمه:آزاده دهقاني

صحنه كلاسيك، تصوير صحنه و لباس ، گونتر شونه، ترجمه : سعيد فرهودي

طراحي روي فيلم،ترجمه:ثنا ولدخاني



يكشنبه 25 بهمن 1388
رسانه نو رشته اي است كه بيش از پنجاه سال از پيدايش آن مي گذرد.نيومدياريدر كتابي است كه به دست نوآواردريپ فين ونيك منفورت تدوين شده وpress MTT آن را منتشر كرده است.(2003).اين كتاب به گرداوري تصاوير ويدئويي،برنامه هاي رايانه اي –كه بسياري از آنها ناياب هستند- ومتوني مي پردازد كه به عنوان آثار اين ريشه،تاريخچه آن را شكل مي دهند. درآمدي براين كتاب را جنت اچ . مورري(نويسنده هملت در هلودك) و،ولف مانويچ(نويسنده زبان رسانه نو)نوشته اند.آنچه در زير مي آيد، به قلم لف مانويچ نوشته شده است.
ظهور نيو مديا ريدر نقطه عطفي در تاريخ پديده اي است كه تا چند سال پيش نوعي فرهنگ زيرزميني به شمار مي رفت.پيش از پرداختن به مباحث نظري درباره اين كه رسانه نو واقعاً چيست – چيزي كه اين كتاب قصد پاسخ به آن را دارد –مي خواهم براي استفاده كساني كه تازه با اين مقوله روبرو مي شوند،تاريخچه مختصري از اين رشته را بازگو كنم.
بانگاهي جامعه شناسانه به هريك از زمينه هاي فرهنگي مدرن وسنجش ميزان تأثيرگذاري واهميت مراكز فرهنگي مانند نمايشگاهها،موزه ها،جشنواره ها،كنفرانس ها وغيره كه به آنها اختصاص يافته وباعث رشدشان مي شود،درباره رسانه نو-كه به عنوان يك حركت هنري رايانه اي ساخته مي شود- مي توانيم بگوييم كه تقريباً ده سال طول كشيد تا ازيك جريان كم رنگ وسطحي فرهنگي به جرياني كلان وهمه گير تبديل شود.باوجود اينكه سيگراف(siggraph)در آمريكا وآرس الكترونيكا در اتريش به عنوان رويدادهايي سالانه از اواخر دهه1970 مراكزي براي گرداوري آثار هنرمنداني بودند كه با رايانه كار مي كردند،تازه در آخر دهه1980بود كه رسانه نو شكل واقعي خود را پيدا كرد.در همين زمان در اروپا مؤسساتي پيدا شدند كه از توليد آثار هنري رسانه نو استقبال كردند:zkm در كالسروهه(1989)،نيومديا انستيتو در فرانكفورت(1990)وISEA(جامعه بين المللي براي هنرهاي الكترونيكي)در هلند(1990) . (جفري شاو راهبري قسمت رسانه هاي بصريZKMرا برعهده داشت ودرهمان حال پيتر وبل در مؤسسه فرانكفورت مشغول به كار بود).در1990،مركز ارتباطات بين المللي در توكيو-كه در1997 به ساختمان فعلي منتقل شد- فعاليت هاي خود را در زمينه هنررسانه نو آغاز كرد.در خلال دهه90، اروپا وژاپن بهترين مكان براي ديدن آثار رسانه نو وشركت در مباحث سطح بالايي دراين زمينه جديد بودند. جشنواره هايي نظيرISEA،آرس الكترونيكا،DEAF به مكان هايي براي زيارت هنرمندان چيدمان هاي تعاملي، آهنگسازان رايانه اي،طراحان حركات موزون كه با رايانه كار مي كنند،متصديان رسانه ها،منتقدين – واز اواسط دهه90-به هنرمندان شبكه تبديل شدند.مانند اغلب مواردي كه در سده بيستم رخ مي داد،‌كشورهاي ديگر در ابتدا نگاهي مشكوك ومنتقدانه به فناوري هاي جديد وپيشرفته داشتند كه در آمريكا گسترش پيدا مي كردند. توضيحات اندكي براي اين پديده وجود دارد؛ مثلاً اين كه سرعت پذيرفته شدن فناوري هاي نوين در امريكا آنها را تقريباً يك شبه نامرئي مي سازد: آنها تبديل به جزء همگون زندگي هر روزه مي شوند،انگار كه سال هاست پذيرفته شده اند وديگر نيازي به تأمل بيشتر ندارند.از سويي سرعت كم اين ادغام وپذيرش وبهاي بالاتر اين پديده ها در كشورهاي ديگر باعث مي شود كه اين فناوري هاي نوين در امريكا انها را تقريباً يك شبه نامرئي مي سازد: آنها تبديل به جزء همگون زندگي هرروزه مي شوند، انگار كه سالهاست پذيرفته شده اند وديگر نيازي به تأمل بيشتر ندارند.از سويي سرعت كم اين ادغام وپذيرش وبهاي بالاتر اين پديده ها در كشورهاي ديگر باعث مي شود كه اين فناوري ها ديرتر رسوخ كنند وفرصت بيشتري براي تأمل در آنها وجود داشته باشد.مثل اتفاقي كه درباره رسانه نو واينترنت در دهه90 رخ داد. درحالي كه در اواخر دهه90، در امريكا،اينترنت جايگاهي مانند تلفن پيدا كرد وبسيار همه گير شد،در اروپا همچنان به عنوان يك پديده درحال تأمل باقي ماند،هم به دليل اقتصادي(در امريكا مبلغ ناچيز ماهانه اي بايد پرداخت مي شد، در حالي كه در اروپا هزينه آن دقيقه اي محاسبه مي شد)و هم به دليل فرهنگي(باترديد نگريستن به فناوري هاي نوين در بسياري از كشورهاي اروپايي كه باعث ديرپذيرفتن وادغام آن در جامعه مي شود). بنابراين،وقتي بنياد سوروس(soros foundation)،مراكزي براي هنرمعاصر در اروپاي شرقي تدارك ديد، هوشمندانه به آنها دستور داد تا فعاليت هاشان را بر هنررسانه نو متمركز كنند،هم براي حمايت از هنرمندان جواني كه نمي توانستند بر مافياي هنري چره شوند و هم براي اين كه عامه مردم را با اينترنت آشنا نمايند.
از سويي ديگر مي توانيم پذيرش كند هنر رسانه نو در امريكاي دهه90 را با پايين بودن سطح حمايت عمومي از كل هنرها در آنجا،توضيح دهيم. در اروپا،ژاپن واتريش، جشنواره هايي براي رسانه ها وهنر رسانه نو،مانند آنهايي كه در بالا ذكر شد،كارمزدهايي براي هنرمندان تا اين آثار را توليد كنند،كاتالوگ هاي نمايشگاه ها وديگر فعاليت هاي فرهنگي به كمك دولت ها پي ريزي شدند. در امريكا نبود حمايت دولتي از هنر، تنها دوبازيگرفرهنگي را در اين عرصه برجا گذاشت كه از لحاظ اقتصادي مي توانستند آثار خلاقانه رسانه نو را حمايت كنند: ضد روشنفكران وبازار وكليشه كه فرهنگ تجاري كلان وهمچنين هنرتجاري را رهبري مي كنند. به دلايل گوناگون،هيچ يك از اين بازيگران،نه هنر رسانه را پشتيباني كردند ونه زمينه ارتقاي مباحث روشنفكرانه آن را به وجود آوردند.ازاين دو،فرهنگ تجاري( به بيان ديگر،فرهنگي كه براي مخاطبان كلان طراحي شده بود)نقش پررنگ تري در پذيرش وتجربه با رسانه نو بازي كرد،هرچند به دلايل روشن،محتواي توليدات تجاري رسانه نو،محدوديت هايي داشت. بدون فرهنگ تجاري ما بازي هاي رايانه اي كه از برنامه هاي هوش مصنوعي استفاده مي كنند وهمچنين مالتي مدياي تحت شبكه(شامل متعلقات مختلف وب،كه پخش موسيقي را ممكن مي سازند،تصاويرمتحرك ومحيط هاي سه بعدي تحت شبكه)، مدل سازي هاي سه بعدي پيچيده،ابزارهاي انيميشن سازي ورندر،وب سايت هاي پايگاه داده اي،سي دي،دي وي دي وديگر فرمت هاي انباشتن اطلاعات وديگر فناوري ها و اشكال رسانه نو را نداشتيم.
در دهه90، دنياي هنر امريكا،ثابت كرد كه در جامعه معاصر، محافظه كارترين نيروي فرهنگي است ومانند ديگر متصديان اجتماعي وفرهنگي، در مواجهه با فناوري هاي رسانه نو، واپسگراترين است.(در دهه90،جوك هميشگي جشنواره هاي رسانه نو اين بود كه يك اثر رسانه نو،بايد داراي دو رابط/كاربر باشد:يكي براي متصديان نمايشگاه ها ويكي براي ديگران). باتوجه به اين كه منطق دنياي هنر ومنطق رسانه نو در نقطه مقابل يكديگر هستند،اين مقاومت تاحدودي قابل درك است.يكي ،براساس ايده احساسي(رمانتيك) تأليف ، كه وجود تنها يك مؤلف را به رسميت مي شناسد،استوار است: يگانه باوري واين كه شيء هنري يگانه است وتنها مي تواند از طريق تعدادي مكان محدود در معرض نمايش گذاشته شود: گالري ها وموزه ها.ديگري،امكان بالقوه وجود كپي هاي متعدد از اثر، وجود نسخه هاي متفاوتي از آن ،امكان همزيستي مؤلف وكاربر(كاربر مي تواند از طريق تعامل،اثر را تغيير دهد)،تأليف جمعي (مؤلف تنها يك نفر نيست)،و پخش از طريق شبكه را فراهم مي كند.علاوه برآن،نمايشگاه رسانه نو نياز به امكانات رايانه اي وتكنيكي دارد كه در دهه90 هيچ يك از موزه ها وگالري ها در امريكا قادر به تهيه آن نبودند. درعوض،در اروپا مراكز منطقه اي ورسمي سخاوتمندي وجود داشتند كه نه فقط اجازه برگزاري نمايشگاه هاي پيشرفته زيادي را مي دادند،بلكه باعث گسترش شكل كاملاً جديدي از هنر شدند: چيدمان تعاماي رايانه اي.حقيقت اينست كه تازه پس از سال ها حضور رسانه نو بود كه دنياي هنر امريكا ياد گرفت چه طور با آن روبرو شود،وبراي مثال،چيدمان هاي ويدئويي نياز به امكانات استانداردشده اي داشتند و،آن طور كه در چيدمان هاي تعاملي وآثار شبكه اي رخ مي دهد، امكان كنترل شان وجود نداشت.در حالي كه در اروپا چيدمان هاي تعاملي كه نياز به امكانات فراوان دارند،در دهه90، كاملاً راه خود را پيدا كرده بودند،دنياي هنر امريكا راه آسان تر را برگزيد وبر هنرشبكه وآثار تحت شبكه،كه برگزاري نمايشگاه آنها نياز به منابعي جز يك رايانه ويك اتصال شبكه ندارد،متمركز شدند.
همه اينها باعث بوجود آمدن تغييراتي شدند كه با نزديك شدن به پايان دهه،شتاب بيشتري گرفت.بالاخره مؤسسات فرهنگي مختلفي در امريكا شروع به توجه به رسانه نو كردند.نخستين آنها يك مؤسسه آموزشي بود.حوالي1995،دانشگاه ها ومدرسه ها به ويژه در ناحيه غرب،شروع به گنجاندن درس هايي در زمينه هنر رسانه نو وطراحي در دروس آموزشي خود وتأسيس دانشكده هايي دراين حوزه ها كردند.باشروع دهه جديد،بخصوص همه دانشگاهها ومدارس هنري در ناحيه غرب هم براي دانشجويان در حال تحصيل وهم فارغ التحصيلان، دروسي در زمينه رسانه نو داشتند.دوسال بعد موزه هايي مانند واكرآرت سنتر شروع به ترتيب دادن تعدادزيادي نمايشگاه هاي آنلاين تأثيرگذار وپروژه هاي آنلاين كرد. بينال ويتني2000 شامل اتاقي بود كه به هنر شبكه اختصاص يافته بود.(در حالي كه آثار آن از لحاظ مفهومي سال ها از آثار رسانه نو در جاهايي مانند آرس الكترونيا در لينز،اينتر كاميونيكيشن سنتر در توكيو ياNIZ در آلمان عقب تر بود). بالاخره در2001هم موزه ويتني در نيويورك وهم موزه هنر مدرن در سانفرانسيسكو(sfmoma)نمايشگاه هاي تحقيقاتي بزرگي در زمينه هنررسانه نو ترتيب دادند.(bitstreamدر ويتني،010101: هنر در دوران فناوري درSFMOMA).به اينها اضافه كنيد جريان مداومي از كنفرانس ها وكارگاه ها در آكادمي هاي امريكا مثل مؤسسه اي براي دروس پيشرفته در پرينستون،مجموعه كتاب ها درباره رسانه نو كه به دست ناشران معروفي مانندMTT Press منتشر مي شدند وسازمان هاي مشهوري مانند بنياد راكلفر و سوشال ريسرچ كانسيل(هردو در2001شروع به كار كردند)كه رهروان رسانه نو در آنها پذيرفته مي شدند وآموزش مي ديدند. چيزي كه تا ده سال پيش يك فرهنگ زيرزميني بود،تبديل به رشته اي هنري ودانشگاهي شد،وبه اين ترتيب جرياني كه تنها ومنزوي بود به بلوغ رسيد،شكل گرفت ونياز به آموزش آكادميك پيدا كرد.
به طور متناقضي در همان زمان كه رشته رسانه نو به بلوغ مي رسيد(در اواخردهه90)،دليل اصلي وجود آن در معرض تهديد قرار گرفت. حال كه همه هنرمندان، صرفنظر از اين كه رسانه دلخواهشان چه باشد،همواره از رايانه هاي ديجيتالي براي آفريدن، تغيير وتوليد آثارشان استفاده مي كنند،آيا نياز است رشته اي ويژه وتخصصي در زمينه هنر رسانه نو داشته باشيم؟ همزمان با اين كه رسانه هاي شبكه اي وديجيتالي به سرعت در حال گسترش همه جانبه در جامعه ما هستند وبيشتر هنرمندان اكنون به صورت بسيارمعمول از آن استفاده مي كنند، رسانه نو با اين خطر مواجه است كه تبديل به حلبي آبادي شود كه همه ساكنانش محور آخرين فناوري هاي رايانه اي هستند وبه جاي اين كه مفاهيم عميق تر يا موضوعات ايدئولوژيكي يا زيبايي شناختي مطرح باشند، آثاري شبيه به هم توليد مي كنند كه عاري ازاين مفاهيم است. شخصاً گمان مي كنم وجود يك رشته جداگانه وتخصصي براي رسانه نو، اكنون ودرآينده اتفاقات خوبي را به همراه مي آورد،اما نياز به توجيه دارد.اميدوارم اين توجيه را بقيه اين متن،با توجه به پرسش هاي فرضي كه ايجاد مي كند فراهم آورد.

صفحه ها 1 /



نطرات خوانندگان:

ارسال نظرات