ویرپی تالویتی ، از معروف ترین تصویر گران فنلاندی و یکی از کاندیداهای جایزه جهانی هانس کریستین اندرسن در 2008 است . او در 1961 به دنیا آمد و پس از فارغ التحصیلی از دانشکده طراحی گرافیک ، دانشگاه هنر و طراحی هلسینکی در 1989، کارش را با تصویر گری برای مجلات و روزنامه ها آغاز کرد و سپس به تصویر گری برای کتاب های کودکان پرداخت . تالویتی به دلیل سبک منحصر به فرد و توانایی بالایش در نشان دادن قابلیت ها و عواطف موجود در متن ، سریعاًشناخته و معروف شد . او برای بسیاری از گونه های ادبی مانند شعر ، رمان ، داستان های ساده خوان و قصه های کهن پریان تصویر گری کرده و جوایز بین المللی بسیاری را به دست آورده است . وی عمیقاً از حقوق معنوی آثارش محافظت می کند . تالیویتی همواره علاقمند است تا نمایشگاه هایی از آثار تصویر گری خود را بر پا کند و همچنین بسیار مصر است در صفحه آرایی و سایر بخش های ساختاری و فنی کتاب هایی که خود تصویر کرده دخالت داده شود . او جزو معدود تصویر گرانی است که با نویسندگان آثارش همکاری تنگاتنگی بر قرار می کند . این همکاری از مراحل اولیه شکل گیری متن آغاز می شود . در میان این نوشته ها می توان با دیدگاه ها و شیوه همکاری نوینده تیتاماری و ویرپی تالویتی ، تصویر گر کتاب های الساوایتو ، آشنا شد ؛ شیوه همکاری که باعث خلق آثاری ماندگار و در خور جوایز جهانی است . تیتاماری:پیش از آنکه داستان زندگی السا و ایتو هفت ساله را شروع کنم ، چندین کار را با ویرپی انجام داده بودیم . می خواستم که شخصیت های اصلی متن دوقلوهایی پر انرژی ، کنجکاو و شاد باشند و مصمم بودم که ویرپی تصویر گر این کار باشد . تصاویر او دارای شوخ طبعی عای شگفت انگیز ، جوک های تصویری سبک و لذت بخش و همچنین در لایه های زیرین آن دارای مفاهیم عمیق و تفکر بر انگیز در رابطه با جهان اطراف ماست. تصاویر او در کنار متن ، داستان خاص خود را بیان می کنند و چاشنی ویژه ای را به کتاب اضافه می نمایند . ویرپی: غرق شدن در دنیای قصه های تیتاماری بسیار ساده است . او می تواند اتفاق ها و ماجراهای داستانی را بسیار با قدرت و از زاویه دید یک کودک توصیف کند . گاهی اوقات حس می کنم که او داخل لباس های کودک داستانش می شود و شاید هم نزدیک تر داخل پوست او می رود و از پشت چشم هایش جهان را نظاره می کند . شیوه هایی که او با آن در داستان هایش بازی و واقعیت را بسیار طبیعی در هم می تند ، همواره هیجان زده ام می کند ، بخصوص این که چه طور در داستان ها موقعیت های زندگی روزمره را تبدیل به اتفاقاتی تعجب بر انگیز و جذاب می نماید . او با توانایی بالا احساساتی عمیق مانند شادی ، هیجان ، خجالت ، حسادت و شرم را در طول داستان جان می بخشد و ذهن کودک را انباشته از این حس ها می کند . در نوشته های او یک موقعیت ما را به سوی موقعیت های دیگر هدایت می کند ، و در حالی که پی رنگ و طرح داستان شکل می گیرد و تم داستان قوی تر می شود ، چندین ایده و نقطه نظر مهم به صورتی نامحسوس به خواننده القا می گردد. برخی اوقات دچار این شک می شوم که آیا من هم دارای این ارتباط بسیار قوی ، که تیتاماری با دنیای کودکان دارد ، هستم یا خیر . بچه های خودم در حال حاضر از دوران بازی و دبستان فاصله گرفته اند . کار یک تصویر گر بیشتر مواقع توأم با انزواست ، به این معنی که ما اغلب از درون اتاقی کوچک و فقط با تصویرمان ارتباط بر قرار می کنیم ؛ با چیزی که به آن عذاب خلاقیت می گویند . اما من از طبیعت معصومانه و کودکانه درون خودم محافظت می کنم ؛ یعنی برایش ارزش قائل هستم و نگهبانش هستم . من به حس هاش خودم اعتماد دارم ، و این به آن معناست که وقتی متنی را می خوانم ، احساساتم را بر می انگیزد ، خاطراتی خاص را در من زنده می کند و کودکی در درونم بیدار می شود . یک تصویر گر با وظایف متعددی در یک کار روبه روست ؛ مثلاً به عنوان تفسیر کننده و نشان دهنده چارچوب کلی متن . از وظایف دیگر تصویر گر می توان از تشویق خوانندگان به خواندن متن و ایجاد کننده ریتم کلی در کتاب نام برد . من ساعت ها به تحلیل و پرداخت هر کدام از تصاویر در ذهنم می پردازم ، بدون این که هیچ عملی بکنم . این فکر کردن و پرداخت های ذهنی می توانند تا ابد ادامه یابند . به هر حال بر این باورم تصاویر باید زمانی خلق شوند که تصویر گر در دنیای داستان غرق باشد ، و دقیقاً در این زمان کاری را بکند که از نظر حسی درست به نظر برسد . تیتاماری : متن و تصاویر کتاب السا و ایتو با همکاری بسیار نزدیکی به دنیا آمدند ، آن قدر که من این متن را بدون این تصاویر نمی توانم تصور کنم . در ابتدا داستان ها به دنیا آمدند و پس از آن افتخار این را داشتم که به دنیا آمدن تصاویر را دنبال کنم . ویرپی ایده های خود را با ایمیل برایم می فرستاد و بعد ما در کافه یکدیگر را ملاقات می نمودیم و در رابطه با جزییات کار بحث می کردیم . برای من همواره لذت بخش است که ببینم ویرپی موقعیت ها و گره های داستانی را چه طور به تصویر می کشد . در کافه ، ما تصاویر را گرد خود می چینیم و در دنیای آنها غرق می شویم . ویرپی:متن نقطه آغازوپایه اصلی فرایند تصویر گری است . من یک طراح صبور نیستم که بخواهم پیاپی طراحی های اولیه بزنم ، بلکه بیشتر ترجیح می دهم که تصاویر را در ذهن خود شکل دهم و روی شان کار کنم تا زمانی که راضی ام کنند . پس از آن چندین طرح از شخصیت ها را در حالات روانی مختلف می کشم ، ولی بیشتر دوست دارم کار نهایی را سریع انجام دهم . اما چیزی که اغلب اوقات اتفاق می افتد این است که من بارها و بارها این کار نهایی را باید از ابتدا تا انتها تکرار کنم . در نهایت ، کار اصلی برای چاپ را با بریدن و چسباندن بهترین قسمت از خیل کارهای نهایی که انجام داده ام آماده می کنم . برخی از تصویر گران ترجیح می دهند که همه کار را در سکوت انجام دهند ، ولی من ترجیح می دهم که برخی رویکردها و ایده های پرورش یافته را با نویسنده متن در میان بگذارم . با این روش می توانم در کار خود پیش بروم و همچنین نویسنده را از روند شکل گیری اثر آگاه کنم . من از کار کردن به تنهایی لذت می برم ، ولی معتقدم طولانی کار کردن به این روش باعث می شود که داوری و سنجه شخصی ام نسبت به تصاویر بی اندازه زیاد و وسواس گونه شود . جزییات زیاد ذهنم را عذاب می دهد و وادارم می کند که یک کار را به دفعات از نو تکرار کنم . این بسیار خوب است که از دور باطل خود خارج شوم و نظر دیگری را در رابطه با کارهایم بدانم . فکر می کنم نیاز به تشویق و تحسین دارم و لااقل نیاز به این دارم که بدانم در راه درست هستم . من این حس را دارم که بدانم در راه درست هستم . من این حس را دارم که تصویر ها فقط زمانی آماده اند که یک نفر دیگر هم آنها را دیده و تأیید کرده باشد ، فردی با علاقه و درک زیاد از تصویر و موضوعاتی که به تصویر در آمده اند . نویسندگان به صورت اعجاب آوری ، انسان هایی انعطاف پذیرند . همیشه متعجبم که آنها چه طور می توانند بپذیرند که فردی دیگر فکرها و ایده هاشان را به تصویر بکشد . ظاهراً تصویر گر و نویسنده به دو شیوه و با به کار گیری حس هایی متفاوت آثار خود را خلق می کنند . شاید نویسندگان به صدا و ضرباهنگ کلمات گوش می دهند و آنها را مزه مزه می کنند ، در حالی که تصویر گران در ذهن خود به شکل ،رنگ ، فرم و خطوط تصاوی خیره می شوند . همواره سعی می کنم نظرات خود را در رابطهبا متن به نویسنده بگویم ، البته اگر از من بخواهد . این کمک می کند تا در صورت لزوم در مراحل پایانی کار – زمانی که تصاویر در حال رشد یافتن و شکل گیری هستند – از نویسنده درخواست تغییراتی بکنم . تیتاماری : زندگی کودکان بسیار گسترده و مملو از فانتزی های روزمره است . السا و ایتو در دنیای بازی زندگ می کنند . آنها کوچک و در عین حال بزرگ هستند . آنها می دانند که چطور باید بخندند و شهامت گریستن را دارند . السا به عنوان دختری معاصر شخصیتی برجسته و حاکم دارد ، در حالی که ایتو نرم تر است و تسلط کم تری دارد . داستان ها دارای حوادثی غافل گیر کننده و گره های فراوان هستند و دردسرهایی که به دنبال هم به وجود می آیند . گاهی اوقات این دردسر ها شخصیت ها را حسابی گیر می اندازد . السا و ایتو بر این باورند که همه چیز به خوبی پایان خواهد یافت . آنها معمولاً تنها شخصیت های داستان نیستند ، دوستانی دارند و همسایگان و خویشانی . ویرپی: تلاش کردم تا اندامی انعطاف پذیر برای دوقلو ها (السا و ایتو ) بسازم . خرمن موهای سرخ السا ، کهدور تا دور سرش پخش شده اند ، نشان دهنده طبع و خلق و خوی اوست . شخصیت ایتو چندین درجه آرام تر است ، با رنگ کمی روشن تر و کله ای که چندان داغ نیست . آنها دندان های جلو ندارند ، چون هفت ساله اند . سایر دندان هاشان هم نامرتب هستند و حرفEرا به خاطر می آورند که حرف اول نام شان ( Elsa and Eetu ) هم هست . طراح جلد انتشارات در ابتدا و در رابطه با این تصاویر شک داشت ، ولی کم کم تصاویر راه خود را تا روی جلد و صفحه عنوان باز کردند . سوای رنگ موها ، دندان ها و کلمات ، ترکیب رنگ های متنوع و استفاده از رنگ های سیاه و سفید در برخی قسمت های تصاویر ، بازی بصری جالبی ایجاد می کند ، تصاویری که در یک صفحه چهار رنگ و در صفحه روبرو سیاه و سفید هستند باعث صرفه جویی در چاپ می شوند . برای من این بازی با رنگ ها بسیار الهام بخش بود و در پیش برد کار تصویر گری و صفحه آرایی ، که همزمان انجام می دادم ، مؤثر بود . تیتاماری: داستان کتاب اول این مجموعه (تحت تعقیب ) ملهم از اتفاقی در زندگی واقعی بود . نزدیک خانه ام پسر کوچکی در میان زباله ها یک مجسمه یافته بود . این مجسمه بلافاصله به اپرای ملی فلاند بازگردانده شد ، چون متعلق به آنان بود و سالیان سال پیش گمشده بود . این کشف قوه خیالم را برانگیخت . به هر حال بچه ها عمیقاً علاقمند به جستجوی گنج هستند .السا وایتو هم کشفی مشابه انجام می دهند . آنها مجسمه ای را یافته اند با خود به خانه می برند و از آن حسابی مراقبت می کنند و برایش موقع خواب قصه می خوانند . کم کم آن قدر به مجسمه نزدیک می شوند که احساس می کنند دوست شان است . اما وقتی بچه ها این کشف خود را به مدرسه می برند ارزش واقعی آن معلوم می گردد و مجسمه آن ها ناگهان تبدیل به اموال عمومی می شود . ویرپی: همواره علاقه داشته ام تا بازی و پازل های تصویری ایجاد کنم . دوست دارم تصاویری بسازم که یکی در دیگری تغییر شکل یابد ؛ تصاویری که در دنیای واقعی امکان وجود نداشته باشد و فقط بتوان در دنیای تصاویر آنها را خلق کرد ؛ تصاویری که در آنها بتوانم چندین مفهوم و معنی را ادغام کنم . امیدوارم که تصاویرم منظرهای متفاوتی را برای افراد در سنین مختلف بگشایند . شاید در نگاه اول ، خواننده فقط عناصر اولیه ای مانند رنگ و فضا را در تصاویر ببیند ، ولی با دقت بیشتر به آنها می تواند عناصری متفاوت و نو در تصاویر بیابد ، عناصری مانند نمادی خاص ، جزییاتی شگفت انگیز و نوعی از توهم دیداری . ابهامات موجود در تصاویر در ارتباط نزدیک با روش هایی هستند که من خود را با آن به تصویر گری ترغیب می کنم . به نظر طراحی یک شیء و شخصیت معمولی که در متن به صورت کامل و با جزییات خسته کننده به آن پرداخته شده ، هیچ لزومی ندارد . کشیدن تصاویری که فکری پشت شان است کاری لذت بخش تر است . این حرف به آن معنی نیست که همه تصاویر یک اثر باید مملو از نمادها و معانی ابهام بر انگیز باشند . تیتاماری: کتاب Elsa and Eetus Spatial Cases جایزه Arvid Lydecken را در سال 2000 نصیب خود کرد و تصاوی کتاب کاندیدای دریافت لوح تقدیر جایزه هانس کریستین اندرسن شد . بنابراین ادامه دادن قصه ها و تصاویر به نظر لذت بخش می رسید Elsa and Eetus Shooting Stars نام داشت .

این کتاب، که آن را در زمستان نوشتم ، شش داستان جدید را در خود داشت ، و در آن می خواستم زندگی راحت و فرح بخش زمستان شمالی اطرافم را به تصویر بکشم . لذت هایی مانند اسکیت روی یخ ، شنا در زمستان وغیره . داستان ها در میان دوستی ها ، عکس گرفتن ها ، بچه هایی که باد بادک ها را به پرواز در می آورند و با امید دوباره آمدن بهار ، رشد کرده و شکل یافتند . ویرپی: خلق حس عمق روی یک صفحه کاغذ بسیار جالب است . پرواز یک بادبادک که از پایین و روی زمین به آن نگاه می شود و درختان و خانه هایی که دور تا دورش را در همه زوایای صفحه احاطه کرده اند ، می تواند عمق را نشان دهد . زمانی که آکروبات باز یک سیرک تاب می خورد ، ستون های متن راه را برای این تاب خوردن باز می کنند . و زمانی که السا با شدت در حال تاب خوردن است ، نه فقط تمامی کلمات بلکه تقریباً تمامی صفحه وارونه می شود . زمانی که یک پنجره شکسته می شود ، متن آن صفحه از پشت خرده شیشه ها خوانده می شود . حس من درست مثل کله های همان بچه های وحشی است که از صفحات کتاب بالا آمده اند . ويرپي:خلق حس عمق روي يك صفحه كاغذ بسيار جالب است.پرواز يك بادبادك كه از پايين و روي زمين به آن نگاه مي شود و درختان و خانه هايي كه دورتادورش را در همه زواياي صفحه احاطه كرده اند،مي تواند عمق را نشان دهد.زماني كه آكروبات باز يك سيرك تاب مي خورد،ستون هاي متن راه را براي اين تاب خوردن باز مي كنند.وزماني كه"السا"با شدت درحال تاب خوردن است،نه فقط تمامي كلمات بلكه تقريباً تمامي صفحه وارونه مي شود.زماني كه يك پنجره شكسته مي شود،متن آن صفحه از پشت خرده شيشه ها خوانده مي شود.حس من درست مثل كله هاي همان بچه هاي وحشي است كه از صفحات كتاب بالا آمده اند. تيتاماري:كتاب بعدي در سري همكاري هاي ما مجموعه شعرهاي كودكانه اي بود كه در سال 2003 به چاپ رسيد :Elsa and Eetus Castle of Antics "ويرپي" در اين كتاب با ظرافت و دقت تمام،قهرمانان اصلي،صندلي ها،چراغ ها،ظرف ها،ساعت ها،شيشه ها،سوسك هاي فرش و شيوه اي را كه قرار است بر صفحه ظاهر شوند،ازميان اشعار انتخاب وبه تصوير كشيده است.اشيا دراين تصاوير شخصيت هاي خاص خود را يافته اند.برخي ازآنها آرام وموقرند وبعضي حقه باز. ويرپي : تصويرگري براي شعرها بسيار لذت بخش است،چون تصويرگر مي تواند بسيار آزادانه چيزها رابه هم ربط دهد.بسياري از افكار من دراينر تصاوير برگرفته از متن"تيتاماري"است.متني كه در برخي اوقات بسيار تصويري است.در طراحي مي توانم ببينم دستكشي كه درمتن داخل كلاه قايم شده وتظاهر مي كند يك اختاپوس است،چه شكلي مي تواند داشته باشد. تيتاماري:علاوه براين مجموعه شعر،"ويرپي"براي بسياري از شعرهايم،كه درمجلات وجنگ ها به چاپ رسيده ،تصويرگري كرده است.ما همچنين كتابي تصويري براي بزرگسالان درسال 2003به چاپ رسانده ايم : Mams Candy Day .كتابي كه درآن مادربودن و زندگي خند ه دار فاميلي به تصوير كشيده شده است. ويرپي:تصويرگري براي اين كتاب خيلي جالب وعالي بود ،چون مي توانستم زاويۀ ديد خود را تا دنياي بزرگسالان گسترش دهم.بخصوص مقولۀ بارداري،مجموعۀ جالبي از تصاوير ذهني برايم به وجود آورد.درابتداي بارداري، يك ماهي بسيار كوچك بود كه در شكم مادر شنا مي كرد،پس از آن شكم او يك توپ يا يك كرۀ بسيار بزرگ شد همه زندگي اش خلاصه شد دراطراف ناف دورزدن.جنين در رحم تاب مي خورد و كودك درگهواره. تيتاماري:جديدترين كاري كه باهم درآن همكاري كرده ايم كتاب Elsa and Eetus Odyssey بود ودرسال2003 به چاپ رسيد.اين كتاب رماني براي كودكان است.دوقلوها حالا ديگر نه ساله اند ومي خواهند با قطار به خانۀ مادربزرگ خود بروند.ايدۀ اين كتاب در يك سفربسيارگرم باقطار به ذهنم خطور كرد.مادر وپدر دوقلوها آنها را براي تعطيلات به مسافرت مي فرستند وقرار است كه مادربزرگ وپدربزرگ در ايستگاه منتظرشان باشند.اما بچه ها موقع تعويض قطار اشتباه مي كنند وباقطار ديگري وارد شهري مي شوند كه برايشان ناشناخته است."ويرپي"تفسير خود از داستان را با تصاويرش وارد كتاب كرده است،تصاويري كه باعث غني تر شدن توصيفات اين مسافرت مي شوند واحساسات كودكان را به درستي نشان مي دهند.احساساتي كه ازفصلي به فصل ديگر تغيير مي كنند؛از هيجان به خستگي وكسالت،ازترس گم شدن تا اعتماد وحس باهم بودن ودوستي.در تصاوير" ويرپي" سفرواقعي داراي زواياي جديدي مي شود.بچه ها قهرمانان هميشگي،با درايت كارها را پيش مي برند و باهم غذا براي خوردن،جابراي خوابيدن و دوستاني جديد پيدا مي كنند.اما برگشتن به خانه وديدن اينكه هيچ كس آنها را فراموش نكرده بسيارلذت بخش تر است. ويرپي:اين كتاب با دوكتاب اول مجموعه"السا وايتو"- چه ازنظر متن وچه ازنظر بصري- متفاوت است.بچه ها بزرگ تر شده اند،وما فكر كرديم كه خوانندگان ما حالا توان خواندن متن هاي طولاني تر را دارند.ديگردر تمامي صفحات كتاب تصوير وجود ندارد وكتاب ازنظر ظاهر وآرايش با ساير كتاب ها فرق مي كند. تيتاماري:ارجاعات بامزه اي به تايتانيك،دانلد داك،فرشتگان نگهبان وكينگ كنگ درتصاوير ويرپي خوانندگان را مسحور مي كند.ما نظرات بسياري از خوانندگان را در رابطه با اين كتاب دريافت كرده ايم.يكي از مادران گفته است كه همۀ بستگانش ساعت ها روي تخت دراز مي كشيدند ودرحالي كه پدر خانواده كتاب را با صداي بلند براي همه مي خوانده ،آنها خنده كنان غرق لذت از داستان ها وتصاوير كتاب مي شده اند. براي تصويرسازي علاقه دارم كه ضرب المثل ها و پندواندرزها راتغيير دهم وبا آنها بازي كنم.همكاري نزديك بين نويسنده وتصويرگر گاهي باعث الهام خواننده مي شود وباعث مي شود به نوشته ها عميقاً گوش دهد . زماني كه من به مدرسه اي دعوت ميشوم تا در رابطه با كارم صحبت كنم ، همواره علاقه دارم كه تعدادي از تصاوير "ويرپي" را با خود ببرم. درحين اينكه براي بچه ها در رابطه با كارم وكتاب ها صحبت مي كنم،تصاوير متفاوتي را از صفحات كتاب به آنها نشان مي دهم.تصاوير همواره باعث مي شوند كه مخاطبين از خنده منفجر شوند.ايده اصلي من در رابطه با ادبيات كودكان در شخصيت هاي پرنشاط"الساوايتو"متبلور شده است،واين كه دامنه احساسات متفاوت در زندگي روزانه كودكان چقدر وسيع است وچه قدر حضور خنده،رنگ وبازي در زندگي شان مهم است.درتصاوير"الساوايتو"بسيارجدي ودرعين حال شلوغ،صادق،خنده دار،جالب ولذت بخش اند.شخصيت هايي كه برايشان هرروز از زندگي يك ماجراي جديد است."ويرپي در تصاويرش به وسيله مجموعه اي از جزييات،تنوع وشكوه زندگي روزمره را به نمايش مي گذارد،به طوري كه انگار ما از پشت يك ذره بين به آنها نگاه مي كنيم.در اين اواخر با علتقه بسيار كارهاي"ويرپي" را پي گيري مي كنم.برايم بسيار جالب است كه ببينم چه فضاها ولحني را براي كاركردن انتخاب كرده است:تصويرگري يك شاهزاده يا يك غول براي قصه هاي آشناي پريان.چيزي كه ادبيات كودكان را لذت بخش مي كند،همين امكان تداوم كار در حوزه هاي متفاوت است. ويرپي:بله.چندين سال است كه از همكاري ما درمورد كارهاي"السا وايتو" مي گذرد،اما مطمئنم كه سري اين كتاب ها از راه هاي مختلف ادامه خواهند يافت.