هنرهای تجسمی معماري هنرهای سنتی هنرهای نمايشی موسيقی مباحث نظری طراحی صنعتی
 پنج شنبه، هجدهم شهريور 1389 
  جستجو : []  
  نقاشي
  گرافيک
  عکاسی
  حجم سازی


چهارشنبه 27 آبان 1388

در آثار زان وانگ نوعي حركت مداوم وثابت(حركتي وفادار)وجود دارد.مجسمه هاي او مي تواند هم پاي نسبت روبه رشد فرهنگ واقتصاد جهاني حركت كند يا مي تواند...كند باشد،مثل اولين حركت آب در يك دره وسيع.اين مجسمه ساز مفهومي چيني زندگي اش را بر مدل سازي گذارده كه حركت بين موقعيت هاي تاريخي ومعاصر وبين زندگي روزمره ساده وعملكردها وتفكرات متغير را آسان مي كند.زماني كه براي آثار وانگ صرف مي شود،به بيننده اجازه مي دهد،جنبش هاي عظيم فرهنگي را مشاهده كند،درحالي كه لحظه هاي مجزا را براي انعكاس شخصي اش حفظ مي كند.درحقيقت،بيننده براي هرتغييرجداگانه نقطه ديدش را بارهاوبارها عوض مي كند. گالري هاينس در سانفرانسيسكو،اخيراً نمايشگاهي از صخره هاي اسكولار وانگ را،همزمان با در كوهستان طلا:مجسمه هايي از رشته كوه ها از زان وانگ،در موزه هنر آسياي سانفرانسيسكو، برپاكرد.باتوجه به كوهستان خيالي در چين،صخره هاي اسكولار در باغ ها وحومه شهر،به عنوان دوباره سازي نمادهاي طبيعت در مكانهاي شهري،قرار داده شد.خود صخره ها به بخشي از مراقبه(مديتيشن)تبديل مي شوند وممكن است در كنار گياهان ودرياچه هاي كوچك قرار داده شوند تا يك صحنه ايده آل از طبيعت را در يك ساختار محيطي القا كند. وانگ سنگ ها را انتخاب مي كند وباورقه هايي از استيل مي پوشاند وآنقدر چكش كاري مي كند تا ورقه استيل فرم وبافت سنگ را به خود بگيرد.سپس ورقه ها به هم متصل وبراق مي شوند تابدرخشند ويك نمونه سبك وبي وزن از سنگ اصلي به دست بيايد.وانگ تعداد زيادي از سنگ هاي اسكولار ساخته است(به اندازه سي سانتيمتر كه دركف دست جا مي گيرد).صرفنظر از اندازه،تأثير واضح است: اين تكه هاي تمام شده يك اتحاد نامفهوم وپيچيده از مواد زيبا وفرم را بازنمايي مي كنند.به عبارتي،رابطه ما را باسنت قديمي ونياز ما را دراستفاده از ابزار تفكرآميز براي فرار از فرهنگ هاي شهري،كه خيلي سريع مي سازيم،ويران مي كنيم ودوباره مي سازيم،به مبارزه مي طلبد. علاوه براين،آثار حجمي در گالري هاينس،مجموعه اي از عكس ها را،كه به نوعي مكاني سوررئال را ثبت كرده،اضافه كرده است.تصاوير بيضي حس تحريف شده اي از صلح وسكوت را آشكار مي كنند.تقريباً شبيه عكس هاي فوري از چيزي كه ناظر مي بيند،وقتي به سطح درخشنده مجسمه هاي وانگ خيره مي شود.اين عكس ها سنگ ها را جايي قرار مي دهند(در باغ هاي ما،در اجتماع هاي ما)ومطمئناً خيلي بااهميت تر،آنها در آينده تجربه بازديد را فعال مي كنند. وانگ صخره هاي اسكولار را نه به انتقادي از سنت تبديل مي كند ونه به عنوان حيله اي براي استفاده در پايان هاي نوستالژيك.او به عمل تمركز ودستاوردهاي سنتي اش احترام مي گذارد،به همان اندازه كه تغييرات عظيم ومشابه سازي نهايي از فضاي شهري چين را درك مي كند.وي موادخالص،فرم هاي طبيعي وبنيان هاي بي عيب ونقص را اظهار مي كند تا نكته اي را آشكار كند كه ما در تقابل تجربيات فيزيكي با آزمايشهامان متوجه مي شويم. براي مجسمه هايي كه از رشته كوهها وانگ در ناحيه گلدكانتري به كاليفرنياي شمالي سفر مي كند.در اواسط واواخر سده نوزده،عده زيادي از مهاجران چيني،كه در جستجوي بخت خود به آنجا رسيدند،فقط با موقعيت كاري برده وار وتبعيض نژادي رسمي شده وخشن مواجه شدند.همانطور كه رز سانفرانسيسكو در بالاي خليج،روي شانه هاي چيني هاساخته مي شد،فرهنگ چيني ريشه دواند ونجات يافت.وانگ سنگ ها را نزديك رودخانه يوبا جمع كرد،در دهانه هاي معادني كه خيلي قبل تر حفر شده اند وسپس رها شده اند،ويك المثني از هريك با استيل براق ساخت-يك تصوير آينه اي از سنگ هايي كه دريك زمان در نااميدي براي بخت هاي غيرقابل شمارش جمع شده بودند(شايد هريك از اين سنگ ها نماد يك مهاجر چيني است كه روزي دراين معادن كار مي كرده است). اين سنگ هاي جفت-نمونه اصلي وهم نمونه مجسمه وانگ-با ظرافت ديوارهاي مركزي چيدمان را به هم مي دوزد؛يك بازسازي بسياردقيق از ساختمان هاي سانفرانسيسكو باظروف واردشده از چين.سرجمع،تأثيرات هم جالب توجه بودند،هم تكان دهنده.اين كار به شكل ساده اي ازهم بازشده است تا پل گلدن گيت،كه از رنده هاي پنير وتنگ هاي آهني ساخته شده بود،ديده شود. زاويه ديد، نماي كمابيش نزديكي از اهالي سانفرانسيسكو را روشن كرد:آنان مي توانند به شهرشان،كه مانند يك ضيافت در مقابل آنها برپاست،نگاه كنند. ايستادن درمقابل يا نسبتاً ازبالا؛چيدمان فقط لحظه اي براي تأمل را پيشنهاد نمي دهد،بلكه همچنين تمريني است در مفهوم.اين نمونه هاي ظروف آشپزخانه انتقال حجيمي را در محصولات چيني نشان مي دهد،ازنوعي سراميك مخصوص فرهنگ وجغرافياي چيني تا تجارت انبوهي در وسايل ارزان وبي نام صادراتي.اين ظروف ارزان وابزار براي بازسازي سانفرانسيسكو است-شهري كه به دست سرپرست هاي چيني گلدن مونتين ناميده مي شد-شهري كه در سالهاي1800برطلا بنيان گذارده شد وامروز با املاك وفناوري جاودان شده است. در كاتالوگ نمايشگاه،جف كلي-موزه دار-درباره عظمت وسادگي چيدمان وانگ توضيح مي دهد:«همه تصاوير-تركيبات بصري شان-وسيع وعالي است،شبيه آن شهرافسانه اي.اما،اين حس وسعت در تكراري ظاهراً بي پايان از جزييات بي اهميت پيدا شده است.درخشش ديگر دنيايي اين منظره عريض قوري ها وقوطي ها كنتراست تيزي دارند باحجم عادي وحتي پست ظروف آشپزي وغذاخوري كه اين اثر را مي سازد.» وانگ ازما نخواسته تا ميان حقيقت وتقليد يا بدنامي(مرز بين طبيعتي كه تجربه مي كنيم وچيزي كه بازسازي مي كنيم)بايستيم.برعكس،او ازما خواسته تمركزمان را زياد كنيم تا تفاوت بين اين دو را بهتر ببينيم.باسعي وكوشش وحجم دادن به فرم هاي سنگ هاي اسكولار وبا،بازسازي شهرمان با كاسه ها،چاقوها،ظروف.او ما را درمقابل واقعيت هاي شهري مان قرار مي دهد:حركت هاي پايدار، ساختار ونوسازي،..هربار كه ما را در برابر مجسمه فريبنده اش قرار مي دهد.


زانوانگ


 آثار وانگ بدون بدبيني به بشر يا حس برتري خلق وظاهر شده اند.او از ناظران مي خواهد كه با دانستن معنا در اثر شركت كنند.وانگ در طول زندگي اش در حال حفر زميني است كه ما روي آن ايستاده ايم،فرهنگ هايي كه ما پيدا مي كنيم وتأثير تاريخي مان برهردو.آثاري كه در سانفرانسيسكو به نمايش گذاشته شدند،تنها نمونه(تراشه)كوچكي از سنت بزرگي است كه زان وانگ ساخته است؛ حركتي كوچك در زمان.


صفحه ها 1 /


منبع : دو هفته نامه تنديس شماره ۱۴۶


نطرات خوانندگان:

ارسال نظرات